سوال ِ نود و پنج
ساعت چهار صبحه .
تازه رفته بودم تو تخت .
بلند شدم ورق آوردم .
نمی دونم .
باید بنویسم ........
این دفه هم مثل دفه های قبله ؟
یکی دو صفحه و یکی دوتا طرح و ........ همین ؟
برنامه چیه ؟
فکر می کنی این دفه جدیه ؟
واقعاً جدی ؟
خوب ، چی می خوای بنویسی ؟
افکارت رو ؟
همین هایی که تو تخت فکر کردی ؟
همشونو ؟
می شه جمع بندی شون کرد ؟
فرم دارن ؟
هدف چی ؟
گیرم بعد از هزار و پونصد هفته پا رو کون گشادیت گذاشتی و برای اولین بار در زندگیت ....
ترس از این نداری که ادامه ندی ؟
ترس از این نداری که ادامه بدی ؟
ترس از این نداری که بترسی ؟
ترس از این نداری که نترسی ؟
داستان ِ ترسناکه ؟
تا کی می خوای همین جوری سوال کنی ؟
کی می خوای جواب بدی ، ها ؟
کی ؟
ـ
....دکلمه
Labels: poesie