خر در قفس

هوا گرم بود

پنجره باز بود

قناری تو آشپزخونه می خوند

یک مگس سمج در اتاق پرسه می زد

باقالی پلو داشتیم

ـ

گفتم : ببینم خرمگس دوست داری ؟

گفت : چته ؟

گفتم : هیچی ، چطور مگه ؟

گفت : سوال از این بهتر نداشتی ؟

گفتم : مگه خرمگس چشه ؟

گفت : نر یا ماده ؟

گفتم : دیگه کارت به جایی رسیده به خرمگسم نظر داری ؟

گفت : نه جون تو

گفتم : پس چی ؟

گفت : یه قناری دارم

گفتم : خوب

گفت : تا جفتش نباشه نمی خونه

گفتم : خوب

گفت : خرمگسَرو می زارم تو یه توری روبروش

گفتم : خوب

گفت : قناریم یا چه چه می زنه

ـــــــ : یا ؟

ـــــــ : یا این که ویز ویز می کنه

گفتم : خوب

گفت : خوب که خوب ، از هیچی که بهتره

گفتم : اگه عرعر کرد چی ؟

گفت : هیچی دیگه

ــــــــــ خر بیار و باقالی بار کن !

ـ

....دکلمه

Labels:


16-XarDarQafas





<< Startseite